روی گل محمدی از اشک، تر شده ست

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست

با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده

با ما مصیبتی ست که خون جگر شده ست

دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت

لشکر نبرده ایم و نبردی دگر شده است

آن سوی خنده ها، همه دندان گرگ بود

اینک زبانشان به دهان، نیشتر شده ست

از هیچ زاده اند و پی هیچ، زیسته

شیطان، بر این جماعت  ابتر،  پدر شده است

نمرود تیر بسته به زیبایی خدا

زیبایی خدا، به خدا بیشتر شده است

عالم، هنوز در صلوات است و هم چنان

این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است

 **********

از پسِ آسِتین بوسفیان

دست شیطان دوباره پیدا شد

بعد صبح بهار اسلامی

کینۀ مشرکین هویدا شد

 

 بار دیگر عجوزۀ یثرب

قصد تقریب بی طهارت کرد

لرزه بر عرش کبریا انداخت

بر رسول خدا جسارت کرد

 

 دیده ام ابری است و بارانی

سینه ام شرحه شرحه شد از غم

که دوباره اهانتی کردند

بر مقام پیمبر اکرم

 

 مصطفی برگزیدۀ رب است

منتهای مکارم الاخلاق

حرمتش شد شکسته، جا دارد

که مسلمان بمیرد از این داغ

 

خسته از این همه جسارت ها

ذکر «تبت یدا...» به لب داریم

از تبار جناب سلمانیم

کینه از نسل بولهب داریم

برگرفته شده از وبلاگ حسینیه